راحت
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 6:39
این چندروز گذشت و بررخلاف تصورم لیاناخیلی خوب پیش رفت خوابش خیلی خوب شده و تاصبح دیگه کلا بیدارنمیشه و منم بعد این همه مدت راحت تاصبح میخوابم .موقع خوابیدنش هم یکم بغلم میکنه چنددقیقه بعدش باپیش پیش خوابش میبره خیلی راحت اصلا سبک شدم اصلا.این مرحله ازشیر گرفتن برام یه غول بودانگار فکرنمیکردم اینقدرر...
-
تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 17:14
این چندروز که ازدهملا اومدیم لیانا مریض شد و بعدش هم من افتادم قشنگ تاچندروز بیحالم و اصلا ناندارم بااینکه چقدرامپول و چرتو پرت زدم هنوز روبه راه نیستم شباسردرد عجیبی دارم وسینوسام دردمیکنه تازه فهمیدم حس بویایی هم ندارم لیاناهم اینقدرتاشب اذیت میکنه که شب دیگه واقعا پنچرم و له داغوندودوزه که دارم ش...
15ماهگی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:22
لیانا در 15 ماهگی به طورکامل و مستقل دیگه راه میره و سرعتی هم حتی میدود این روزهادیگه داره هواخوب میشه میتونیم بریم پارک و حسابی بازی کنه فقط ممکنه یکم پاش یهو بیفته ولی بازم خوبه Adblock test (Why?)
16 ماهگی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:22
سن 16 ماهگی رسیدیم این چندروز که داره دندونای جلوش پایین درمیاد یعنی 7 و8 مین دندونش .الان دیدم اط عقب تر یه دندون اسیاش هم داره میزنه بیرون وذلیل ازبح نق زدنا و چسبیدنش به منم مشخص شد براش ابمیوه میزارم یخ بزنه و میخوره حسابی کیف میکنه بعداز ظهرها یروزایی میریم دورمیزنیم و پارک بتونم میبرمش الان قش...
دندون درد
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:22
یکشنبه ازگرگاناومدیم و شبش دندون درد شدیدی گرفتم تا۶ صبح مردم هرچی مسکن خوردم فایده نداشت یه قرص خواب خوردم و خوابیدم تا۶ عصراصلا نمیدونم چیشد یادم نمیاد لیانا چیکارمیکرد هیچی دیگه توذهنم نیس تادیروز بعد چندتا دکترنشون دادن کشیدم و راحت شدم یدفعه اینهمه درد خیلی بد بود اذیت شدم تااینجای محرم کلا بیر...
14ماهگی
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 15:58
این روزای قشنگ وصف کردنی نیس لیانا 14 ماهه شده و این روزا چند قدم راه میره و میوفته حسابی باهوش و بامزس کتاباشو میاره بخونم بازی میکنیم و سریع همه چیو یادمیگیره ولی حسابی فضوله جرات نمیکنم جایی برم از بس دست به همه جی میزنه و همهجارو بهم میریزه بچه ملیکاهم پسره و تقریبا شهریور به دنیا میاد و الان دا...
بهمن۱۴۰۰
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 15:23
امسال هم کارای خونه تکونی سریع تموم کردم البته خودم تنها میلادم فقط تودستو پا یکم الکی کار کرد مثلا ولی بیشترغرغر کرد تاکار خواستم تا تولد لیانا همه چی تموم بشه و خونه هم تمیزباشه که تموم شد خداروشکر فکرم ازاد شد Adblock test (Why?)
یکسالگی
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 15:23
یکسال گدشت از تولد لیانا و حالا یه سال دیگه پراز اتفاقای خوب حتما درانتظارمونه باورم نمیشه چقدرزود گذشت عین برق و باد چشم بهم زدن یکسالش شده و برام ازهرچیزی شیرین تره تولدش هم پنجشنبه گرفتم و خودمون بودیم یه جشن کوچیک برای یادگاری فرداهم ببرمش واکسن یکسالگی بزنم و تمام Adblock test (Why?)
۱۱ماهگی
-
تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 18:19
دقیقا تویازده ماهگی لیانا سومین دندونش هم دراومد خیلی اذیت نکرد فقط جدیدا خیلی میچسبه بهم و میخواد بغلم باشه جایی هم بربم بیشتر بغل منه یا باباش البته ۴تادوندونای بالاش تقریبا باهم داره درمیاد سفیدیش رولثه ش مشخصه ملیکاهم دیگه با بارداری کناراومده رفت دکارو ازمایش داد من فکرمیکنم بچش پسره نمیدونم پس...
اولین پ
-
تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 18:19
امروزبعد ۱۱ ماه اززایمان پریود شدم این چندوقت چقدرراحت بودما برعکس دیشب حسین دوست دخترشو برداشته اورده نصف شبی که اینجا بمونند منم اصلا حوصله نداشتم با درد و گزفتگی مسکن خورده بودم بخوابم مثلا مجبوری تعارفشون کردم . امروز چهلم اسماعیل هم هست باید بریم بهشت زهرا برعکس هوای تمیز هم خفن شده دیشب بارون ...
10ماهگی
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 12:11
امروز با خبر فوت اسماعیل خاله پاشدم ازخواب خیلی وقت بود که مری بود و دردرمیکشید خیلی دپرسم ازصبح حوصله هیچکاریم ندارملیانا امروز از پله هارفت بالا اصلا نمیدونم چطوری یهو اومد بالا دیدم کنارپام واستاده اصلا شوکه شدم خیلی بلاااااس Adblock test (Why?)
10 ونیم
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 12:11
چند روزیه که لیانا چشاش قرمز بود و سرفه داشت هرچیم دکتر زنگ میزنم نوبت نداشت تااینکه دیشب به سختی یه نوبت گرفتم ساعت 11 شب بردمش دکترش گفت چشاش عفونت کرده و زذه به گلوش کلی دارو و شربت داد و ازدیشب دارم بهش میدم خودمونم گلودرد و سرفه شدیم و یکیم هم بیحالم خوذم احتمالا چیزی کثیف بوده زده به دست و صور...
ملیکا
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 12:11
امروز صبح فهمیدم که ملیکاهم حاملس هنوز به کسی نگفته حتی مهدی هم نمیدونست رفته ازمایش داده ولی هنوز جواب نگرفته ولی صبح بی بی زده مثبت بود خیلی عصبی و ناراحت بود میگفت نمیخوام الان توشوکم اصلا نمیدونم میخوام چیکارکنم هنوز سردرگم و گیج بود یعنی اصلا انتظارشو نداشته حالا بره جوابشوبگیره زنگ بزنم بهش Ad...
غذای کمکی
-
تاریخ: 1401/7/7 ساعت: 1:31
دیگهلیانا شش ماهش تموم شد و الان میشینه البته باکمک و حواسم باید بهش باشه کم کم داره فرنی و حریره میخوره ازهفته بعدهم بهش سوپ کم کم میدماین روزها بهترین و قشنگترین روزای زندگیمه چون فقط دارم از بودن دخترم لذت میبرم فقط نگاش میکنم و فشارش میدم میچلونمش از عشق زیاد این روزها مخصوصا سن ۶ و ۷ماهگی قشنگت...
7ماهگی
-
تاریخ: 1401/7/7 ساعت: 1:31
این چندروز مریض بودم اولش گلو درد بعدشم تب و لرز سینوسام چرک کرده بود اذیت شدم ولی نه به اندازه روزایی که کرونا داشتیم باز میلاد بود یکم لیانا میگرفت ولی بازخودم همه کارامو میکردم وسط تب و لرز لیانا گریه میکرد شیرمیخواست واقعا دیگه کلافه بودم میخواستم بزنم زیرگریه از بیحالی Adblock test (Why?)
اولین دندون
-
تاریخ: 1401/7/7 ساعت: 1:31
امروز ۵ مهرماه لیانا اولین دونه دندونش دراومدالبته دندون نه فقط یه کوچولو جوونه زده رولثه شمژده داشت بهش میوه میداد که یهو گفت اااا این چیه رولثه ش داره دندونش میاد میلادم دوروزه رفته مشهدمنم اومدم خونه بابام البته دیشب خونه عموحسین حلیم پزون بودتقریبا این دوروز همش اونجابودیم برداصبح میرم خونه دلم ...
50روزگی
-
تاریخ: 1401/3/8 ساعت: 2:29
هفته دیگه نوبت واکسن دوماهگی لیاناس بعد واکسن هم تب و درد که حتما داره احتمالا بعدش برم خونه بابام بمونم تاشب همونجا امشب احیاس و دلم خیلی میخواست هییت میرفتم ولی دوساله که خونه نشینیم واز تلوزیون میبینم یادش بخیر قبلانا حسییه بویدم وافطار هم میخوردیم وتا سحر همه بودیم چقدر خوش میگدشت البته روز به ر...
11هفتگی
-
تاریخ: 1401/3/8 ساعت: 2:29
روزامون داره قشنگتر میشه حس ماذربودن عمیقتر حس میشه اینکه یه نفریه بچه یه موجود همه چیزش به من وصله خیلی قشنگه اینکه تو بغلم شیرمیخوره ارومیشه میخوابه خیلی قشنگه فقط خداروشکر میکنم برای وجوود این فرشته دیگه نفسم بنده به لیاناAdblock test (Why?)
۱۳ روزه
-
تاریخ: 1401/1/29 ساعت: 19:52
لیانا ۱۳ روزه,دوشبه که اومدم خونه تقریباً سرپا شدم و کار را انجام میدم کارای لیانا هم نصفش بامنه نصفش هم بامیلاد در طول روز اذیت نمیکنه خوب میخوابه ولی خیلی شیر میخوره اما در شب مدام بیدار میشه نق میزنه و بازم شیر میخواد اذیت میکنه و نمیذاره ما بخوابیم تاصبح خلاصه بچه آرومه ولی شبا که پدرر در میاره&...
1401عید
-
تاریخ: 1401/1/29 ساعت: 19:52
برا عید رفتیم گرگان حتی ساعت تحویل هم توراه بودیم هوا سرد بود کلا هیجا نرفتم و همش تقریبا خونه بودیم بخاطر لیانا که سرما نخوره تقریبا یکهفته موندیم و برگشتیم تئاین مدت نتونستم خوب بخوابم تقریبا سختیش همین خواب و کلافگیه خبرمهم که اینروزا ذاریم محسن هم بچه دارشدن یه دختر فاطمه هم اسمش میخوان بزارن حد...