دل نویس

متن مرتبط با «محرم» در سایت دل نویس نوشته شده است

محرم 1403

  • نیلوبلاگ

    روز اول محرم خیلی دلم گرفته مجید چندروزه بیمارستانه و بدنش عفونت گرفته الانم ریه هاش اب اورده و نفسش درنمیاد حالا باز از روز اول نسبتا بهتره وبازم اوکی نیس بابا اینا که گرگان رفتن منم که بالیانا نمیتونم برم اونجا میلادم شبا تادیر وقت هییته مجید خیلی تنهاست دلم براش خیلی میسوزه کسی دوربرش نیس محسن هم رفته ماموریت نیس کاشکی میتونستم برم پیشش ولی نمیشه برعکس خیلیم دوره بیمارستانش بیمارستان مسیح دانشوری که مخصوص ریه و عفونته بخوانید...

    ادامه مطلب
  • محرم 97

  • نیلوبلاگ

    محرم امسال هم عین سالهای قبل رفتیم دهملا مجید هم باهامون اومد و مامان ایناهم که ازقبل محرم رفته بودن . امسال خیلی هم دلم نمیخواست برم چون هنوزز رابطه ارماان باهامون شکرابه .چندروز قبل به محمد گفتم که بیاد اشتیشون بده میلاد راضی بود ولی ارمان قبول کرد و نخواست این قهر کردنا تموم بشه .خیلیم دیگه واسم مهم نیست نه دیگه حرص میخورم نه اصلا دیگه بهش فکر میکنم نشد که نشد فعلا که بابای رها هم هنوز راضی نشده که حتی برن خونشون واسه خاستگاری...

    ادامه مطلب
  • از عید تامحرم

  • نیلوبلاگ

    الان اومدم دیدم خیلی وقته که ننوشتمو اینجا نیومدم از بس که سرم شلوغ بود از عید قربان میگم که رفتیم دهملا دو روز اونجا بودیم مامان اونجا قربونی کرد و ماو مظاهر اینا هم رفتیم هوا خوب بود و خلوت ولی خیلی خوب بود وقتی برگشتیم بنایی خونه  بابای میلاد اینا شروع شد بنایی اساسی و حسابی .و خودشون هم اومدن اینجا .گفته بودن که بیست وپنج روز طول میکشه ولی الان بیشتر از یک ماه شده و خونمون حسابی وکثیف و بهم ریختس در حداللمپیک .خودشون هم حسابی خسته و کلافه شدن و منتظرن که زودتر تموم بشه و برن.چندروز محرم هم باز طبق معمول رفتیم دهملا و اومدیم خلاصه که همه باهم در فضای کوچیک خونه بسختی کنارهمیم + نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 18:1&nbsp توسط م.ن  | ...

    ادامه مطلب